تبلیغات
princess luna diaries - خاظره هفتاد و نهم:گربه :|

خاظره هفتاد و نهم:گربه :|

پنجشنبه 10 تیر 1395 09:42 ب.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆

سلام!
یه نیم ساعت پیش از پارک ملت مشهد برگشتیم!
افطاری رفته بودیم اونجا.
فردا هم میریم خونه دایی مهدیم ^_^
راستی پسر داییم جهنم ماین کرافت رو پیدا کرده :|
انقدر که با این بازی کار میکنه -_-
بگذریم :|
تو پارک ملت رفتیم کنار لونه گربه ها فرش پهن کردیم!
تو غذامونم گوشت داشت...
هیچی دیگه :/
گربه بارون شدیم :/
یکی از بچه هاشون خیلی سمج بود :/
اگه کاریش نمیگرفتی میومد سر سفره میشست نون ریزه میکرد قشنگ با غذا میخورد :|||
منم بعد از اینکه غذا خوردم شدم مامور جمع کردن گربه ها:/
حالا کاش یکی دوتا بودن...
با یه حساب سرانگشتی 7 تا گربه
یکی رو میترسوندم از سمت دیگه دوتا گربه میومد :|
شما در اون وضعیت بودین چه میکردین؟ -_-
از آخر هم یک قوباغه اومد
بابام کردش تو کفش من بدبخت که چی؟ :|
به مامانم نشون بده :|
منم مجبور شدم با کفش قوباغه ای برگردم -___________-
ای کاش یکم از خودش مایه میذاشت





دیدگاه ها : پونی واقعی^^
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:04 ق.ظ