تبلیغات
princess luna diaries - خاطره هفتاد و هشتم:یا اللهُ یا اللهُ یا الله!

خاطره هفتاد و هشتم:یا اللهُ یا اللهُ یا الله!

چهارشنبه 9 تیر 1395 05:05 ب.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات متفرقه(یکی از بخش های باحال وبه به اسمش نگاه نکنین!) ،



الو..الو...
صدا میاد؟
سلام :)
از زیر زمین با شما حرف میزنم :|
از تعین سطح کلاس زبان انگلیسی برمیگردم :/
وقتی مدرسه ها تموم شد من به سه ماه بعدش فکر میکردم که دوباره دوستامو ببینم :|
برای همین گفتم منو بذارین کلاس زبان تا عمرم هدر نره -_-
هیچی دیگه امروز باید میرفتم به چند تا سوال جواب میدادم که بفهمن باید از ترم چند برم >_<
اقاهه:واتس یور نیم؟
من:سارا
آقاهه:واتس یور نیم فمیلی؟
من:پورمحمد
آقاهه:هَو آلد آر یو؟

من:تو اِلو(12)
آقاهه خودکارش رو گرفت بالا و گفت:وات ایزیت؟
من:پنسیل
آقاهه:وات کالر ایزیت؟
به رنگ خودکارش دقت کردم و چون هول شده بودم گفتم:ام..بلو
آقاهه:بلوووووو؟ O_o
من:چیز..بلک
یه چند تا سوال دیگه هم پرسید که هیچی ازشون نفهمیدم :|
آقاهه:حروف انگلیسی رو به ترتیب بگو.
خدارو شکر درست گفتم -.-
آقاهه:حالا بیا E رو هم بزرگ و هم کوچیک بنویس.
اینم درست نوشتم :|
آقاهه:حالا I رو بزرگ و کوچیک بنویس.
نوشتم :|
آقاهه:حالا نویس اِگ(به معنای تخم مرغ)
من:EG :|
آقاهه:حالا بنویس Ice مثل آیس کریم.
من: ice :|
هیچی دیگه گند زدم -_-
رفتم ترم دو
البته قبلش هم تا ترم دو خونده بودم
هوف...
خیلی استرس داشتم :|
خجالتی هم که هستم... :D
از همون موقع آب شدم رفتم تو زمین برای همین الان از زیر زمین باهاتون حرف میزنم!
خب من برم یه جوری از زیر زمین در بیام -.-
خدافیظ -_-




دیدگاه ها : پونی واقعی^^
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 01:04 ق.ظ