تبلیغات
princess luna diaries - خاطره ی صد و بیست و ششم:شب یلدا

خاطره ی صد و بیست و ششم:شب یلدا

سه شنبه 10 اسفند 1395 02:02 ق.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات بیرون از خونه و مدرسه ،
Image result for Watermelon and twilight

تاریخ اصلی این ماجرا: 30 / 9 / 95

خب خب خب!بچوووووووووووووللللللللل شب چله مبارک!
ما امشب رفتیم خونه مامان بزرگم یعنی مامان بابا.پفک و تخمه خریدیم و اونجا خوردیم.
پفکش خیلی چسبید :|
بعدش میوه خوردیم و صد البته هندونه :D بعدشم دورهم قسمت آخر پایتخت 3 رو دیدیم و کلی خندیدیم که شد ساعت 11 البته :|بعدشم اومدیم خونه و قسمت یک فصل 4 خندوانه رو دیدیم!دکورش محشرهـــــــــــــــــه.قرار بود آهنگ جدید چاوشی که برای خندوانه خونده هم بیاد که البته نیومد :|
رامبد گفت کلیپش حاضر نشده :||||||
ضد حال خوردیم :/
خب دیگه خاطره به پایان رسید :|
کم هم نبود یک برگه کامل دفترم پر شده :|
امیدوارم زودتر اینترنتو شارژ کنیم.دلم برای بچول نتی تنگ شده.در ضمن گوشه دفتر نوشتن حال نمیده دستم خسته میشه :|||||||||||||||




دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:21 ق.ظ