تبلیغات
princess luna diaries - خاطره صد و بیست و چهارم:دلتون بسوزه الهی :||

خاطره صد و بیست و چهارم:دلتون بسوزه الهی :||

شنبه 7 اسفند 1395 02:25 ق.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات متفرقه(یکی از بخش های باحال وبه به اسمش نگاه نکنین!) ،


تاریخ اصلی این  ماجرا: 20 / 9 / 95

دف بیارین میخوام دف بزنم :| نمیدونین چی شده!از سه شنبه هفته پیش تعطیلیم!بذارین قضیه رو عین آدم تعریف کنم:
سه شنبه هفته پیش بود که سر کلاس نشسته بودیم چشم انتظار معلم :/
که خبر آوردن کمر معلممون مشکل پیدا کرده نمیتونه بیاد!
چهارشنبه هم به همین منوال گذشت و دو روز معلم نداشتیم!
دوشنبه ها هم ورزش داریم که کلا خانوممون نمیاد.
بعدشم که پنجشنبه و جمعه که کلا تعطیل رسمیه
امروز هم که مشهد به علت بارش برف و کدورت هوا مدرسه هارو در مقطع دبستان شیفت صبح تعطیل بود.بدینوسیله من نیز تعطیل گشتم
هوراااااااااااااااا
ایندفعه موقعیت خاص بود که خوشحال شدم چون واقعا حال نداشتم ساعت 7 صبح تو روز برفی و سرد برم مدرسه :/
تازه مشق شب هم نداشتیم
در ضمن امروز میرم تا کمربند آبی کاراتمو بگیرم :)
خب دیگه خدا پشت و پناهتان :/




دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:20 ق.ظ