تبلیغات
princess luna diaries - خاطره صد و سوم:دیشب + خاطره قبل + سعیده ی لج درآر :| + مدرسه؟ :/

خاطره صد و سوم:دیشب + خاطره قبل + سعیده ی لج درآر :| + مدرسه؟ :/

پنجشنبه 1 مهر 1395 04:43 ب.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات متفرقه(یکی از بخش های باحال وبه به اسمش نگاه نکنین!) ، خاطرات بیرون از خونه و مدرسه ،



سلام :)
اولین روز پاییزتون مبارک :)
خدایی سه ماه تعطیلی زود نگذشت؟ :|
عین رعد و برق بود!
برای من که تابستون پر باری بود :)
نظر شما چیست؟
مدرسه ها هم که باز شده :|
هووووووووووووووووراااااااااااا ^.^
امروز اولین روز مدرسه بود :)
ولی من نرفتم چون پنجشنبه بود

اتفاق نادریه که 1 مهر بیوفته پنجشنبه :|||
گاییییییییز دیشب قرار بود بریم پارک جنگلی کنار پارک پونه،رفتیم تو ولی چون میدونستیم به پارک پونه راه داره از اونجا رفتیم پارک پونه :|
شام کتلت خوردیم و یه دلستر که برای اولین بار تو عمرم از طعمش خوشم اومد :|
هوا هم سرررررررررد کلا یخ زدیم.
من اونجا نماز خوندم و یه دوری هم با مامانم و خواهرم زدم.
راستی بالاخره ماجرای سفر رو نوشتم :)
چند روز کار برد.
چند دقیقه پیش ارسالش کردم ولی...
خودتون برید تاریخ ارسالشو ببینید و بفهمید چند روز کار برد
موقعی که شروع کردم نوشتن تا یه جایی چرکنویسش کردم و شبش اومدم ادامش بدم و همین جور داشتم آهنگ لجند آف اورفری رو که توآیلایت دش تو وبش گذاشته بود رو گوش میدادم که سعیده اومد صدای لپتاپو ببنده گرفت کل صفحه نتو بست :|
رفتم ببینم میهن چرک نویسش کرده یا نه که دیدم همون قدیمیا تو چرک نویسه :|
چاوشی هم وسطای سفر دوباره برگشته بود فیس بوک و من بعد اینکه برگشتیم براش درخواست دوستی داده بودم.سعیده برای اینکه از دلم در بیاره رفت تو فیس بوکم و دید که...
بله :D
قبول کرده
عکسش تو گالری عکس -.-
ولی بازم حالم خوب نشد و گرفتم خوابیدم سعیده هم عذاب وجدان داشت تاااااااااا فرداش که بخشیدمش بقیه خاطره رو نوشتم :|
سعیده خیلی عذاب وجدان داشت من خیلی لجم گرفته بود :|
اه :|
الانم یاد اون شب افتادم لجم گرفته :||||
خو دیگه من برم.
بایـ :)



دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:13 ق.ظ