تبلیغات
princess luna diaries - خاطره صد و یکم:امشب،دربــی،کوکی :|

خاطره صد و یکم:امشب،دربــی،کوکی :|

جمعه 26 شهریور 1395 08:07 ب.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات متفرقه(یکی از بخش های باحال وبه به اسمش نگاه نکنین!) ،


سلام^_^
امشب دربی بود... :D
آقاااااااااااا مام چند نفر ر دعوت کرده بودیم
مادر جونم :| (مامان مامانم)
خالم+شوهر خالم :| +پسر خالم :||
داییم+زن داییم :|+پسر داییم :||
هر دوتا پسر دایی ها هم بچه بودن :|||
واااااااااااااااااااااییییییییییی از دستشون دیوونه شدم
البته بیشتر از دست پسر داییم پوریا
آقو ما نشستیم به تماشای فوتبال
ینی چند دقیقه اول جر خوردیم :|
وسطاش یکم جر خوردم :|
وسطای بازی هم که خوابمون گرفت -_-
چقدرم خطا داشت :|
نیمه دوم که داشتن گنـــــــــــــد میزدن :|
که بالاخره پرسپولیس یه هیجانی به بازی داد :/
خیلی گل باحالی بود
خیلی معرکه بود

خیلی خوشحال کننده بود
این شکلکه هم خیلی اشک شوقه :|
یعنی همگی پریدیم بالا دست زدیم و جیغ کشیدیم :|
جز شوهر خالم که اس دق لالیه

بذارید یه ماجرایی رو براتون تعریف کنم:
ما از تو مسافرت چند تا جعبه کوکی خردیم.یکیش مال خودمون بود یکیش مال خالمون یکیش ما عموم که از خرگوشمون مراقبت میکرد یکی هم برای دوستای سمیرا :|.منم که به شِزگدَت به طعمشون علاقه مند شده بودم :|.هیچی دیگه از شانس گند من جعبه خودمون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زود تموم شد :||||||.برای همین من چشم دوخته بودم به آخرین جعبه که مال خالم بود که قرار شد موقع دربی به همه یکی بدیم
اینم قیافه من وقتی مامانم اعلام کرد که میخواد این کارو بکنه:



:|
|:
ولی خیلی حس بدی بهم دست داد وقتی فهمیدم گله قبول نبوده :(
فکر کنم به خاطر این بود که قبلش خیلی خیلی خوشحال شدیم و بعد خورد تو ذوقمون :/
بیخی -.-
امروز خواهرم سمیرا برام آکوآستریا گرلز رو دانلود کرد.
باید بگمــــــــ کــــــه...
خییییییییلی بهتر از رینبوراکس بود!!
وااااااااااااااااییییییی خیلی قشنگ بود!
محشر بود!
فرندشیپ گیمز تا حالا از همه گند تر بوده :|
ولی برای لجند آف اورفری مقدمه خوبی بود :)
کلا خوب بود:||||||||||
خب دیگه من برم شام بخورم
و اگه خدا بخواد تو پست بعدی مسافرت رو تعریف میکنم :/
فعلا بایـ♥ـ



دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:17 ق.ظ