تبلیغات
princess luna diaries - خاطره صدم:فاینال @__@

خاطره صدم:فاینال @__@

چهارشنبه 24 شهریور 1395 11:32 ق.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات بیرون از خونه و مدرسه ،


های گرلز^_^
اند شاید بُیز :|
دیروز امتحان فاینال زبان داشتم!
وقتی هم که داشتیم میرسیدیم به ته کتاب رفتیم مسافرت :||||
هیچی دیگه خواهرم مجبورم کرد بشینم بخونم :/
خدارو شکر سی دی داشتم -___-
بعدش گرفتم خوابیدم
تقریبا یه ساعت بعد خواهرم با پاهاش منو اینور اون ور کرد گفت:
پاشو خواهرم،ساعت از چهار گذشته^^
من: |:|
بعدش رفتم که حاضر بشم.
من:دیر بیدارم کردی :/
سمیرا:عههههههههه از خداتم باشه خیلیم لطف کردم اصن مگه وطیفه من بود؟
من:#-#
بابام:ساعت چهار و ربعه تو تازه هنوز داری حاضر میشی؟اصلا چرا داریم بخاطرت پول میدیم؟و یه چند تا نق و قر دیگه :/
من: :|
سمیرا: :|
سعیده: :|
مامان: :|
خرگوشم: :|
به سمیرا گفتم:
برای همین میگم دیر بیدارم کردی -_-
دندون عقل مامانمم درد میکرد داشت میرفت بکشش.منم سر راه گذاشتن کلاس :/
نمیدونم چرا اون روز حس خوشگلی بهم دست داده بود :||||||
از پشت در کلاس نگاه کردم و دیدم که کلاسمون عوض نشده و بچول خودمون نشستن ولی معلم عوض شده.رفتم داخل.
معلم:Hi ://
من:سلام
معلم:?
What`s your name
من:سارا.سارا پورمحمد.
بعدشم رفتم یه جا نشستم و خانومه هم برگرو بهم داد.نصف توضیحاتشو نبودم :|
بعدشم که داشتم حل میکردم دیدم فقط یه سوال از اونجایی که نبودم اومده که اونم خودم خونده بودم :/
ینی فاینال به این آسونی تو عمرم ندیده بودم -__-
همین دیگه.
امروز هم میخوام برم باشگاهمون که ببینم تکلیف کمربندم چی شد.
خدا همراه^^




دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 12:17 ق.ظ