تبلیغات
princess luna diaries - خاطره نود و چهارم:فرم مدرسه،مدرسه :)

خاطره نود و چهارم:فرم مدرسه،مدرسه :)

سه شنبه 26 مرداد 1395 02:03 ب.ظ

نویسنده : ☆♥princess luna♥☆
ارسال شده در: خاطرات بیرون از خونه و مدرسه ،


سلام بر شما :)
حوصلم حسابی پوکیده -_-
برای همین اومدم خاطره تعریف کنم :)
یه دو ساعت پیش رفتیم که لباس فرم مدرسمو بگیرم :)
من و خواهرم سمیرا
هوا خییییییییییییییلی گرم بود@_@
خلاصه که به زور خودمونو رسوندیم مدرسه
از در که رفتم تو مسقیم به رو به رو نگاه کردم
پا به پای خواهرم جلو رفتم
به کنار دیوار نگاه کردم
هنوز صندلی هایی که من و دوستام رو به روی هم گذاشته بودیم همون جوری بود!
رفتیم داخل دفتر و همون اول کاری مدیرمون یه پیغام داد بهم که برسونم به فروشنده لباس :|
خلاصه کهـ مثل اسب نامه رسون یورتمه رفتم به سمت نماز خونه و پیغام رو دادم
و صبر کردم که خواهرم بیاد
وقتی خواهرم اومد رفتیم تو و فرم مناسب رو انتخاب کردیم و پولو دادیم ولی 5 تومن کم اومد برای همین فرم رو ندادن گفتن باید برین 5 تومنو بیارین :|
خواهرمم که 5 تومن داده بود به مدیرمون رفت بپرسه برا چی بوده
منم طی این مدت رفتم به سمت کلاسمون...
با اینکه میز هارو قبلا جمع کرده بودن ولی دوباره به همون ترتیب قبلی چیده بودن
به میز یه نگاه کردم...
به تخته...
به جای دوستام....
قیافم یه صحنه شکل گیف بالا شد!!
از تو راه رو صدای سمیرا اومد:
ساراااااااااااااااا؟
از سمت در رفتم جلوتر که خواهرم مزاحم نشه ولی منو دید
یه برگه زیر یکی از میزا بود.
برش داشتم و یه نگاه بهش انداختم،برگه امتحانی بود.امتحان ریاضی
به خواهرم گفتم:
چه ضد حالیه که برگتو روز آخر جا بذاری :|
خندید و منم برگرو گذاشتم رو یکی از میزا
خلاصه که رفتیم پارک و منم کاراته تمرین کردم
چون تو خونه جا نمیشم حرکت رو کامل برم :|
خب دیگه من برم بایـ




دیدگاه ها : خاطره ی ماندگار :)
آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 01:10 ق.ظ